|
تا پاکی و سادگی مرا پیش ببر تا کلبه ی بی ریای درویش ببر ای لهجه ی خیس ایرها ای باران دستان مرا بگیر و با خویش ببر ♥♥♥♥ شد کوچه به کوچه جستجو عاشق او شد با شب و گریه روبرو عاشق او پایان حکایتم شنیدن دارد ....
من عاشق او بودم و او عاشق او .... ♥♥♥♥ دل عشق پر از رنگ وریا دوست نداشت یک لحظه تورا زمن جدا دوست نداشت ای آینه دار خلوتم باور کن اندازه ی من کسی تورا دوست نداشت ♥♥♥♥ تاعشق ترانه خوان چشمان غم است را من و تو همیشه پر پیچ و خم است ای حسرت روزهای بی برگشتم صد بار که عاشقت شوم باز کم اس
|